کمکم میکنین....

قانع نمیشم نمیدونم این دل ...خدابگم چه کارش کنه چی میخواد از جونم ...هر کاری میکنم راضی نمیشه...از اینکه اینروزا تند تند رنگ عوض میکنم ...از دوستان عزیزم که گاهی اوقات یادی از من وکلبه فقیرانه ام میکنند واقعا معذرت میخوام...هنوز خودمو پیدا نکردم ...دارم دنبال خودم میگردم ...حقیقت شو بخواین دارم برا دل مشکل پسندم یه جایی جفت وجور میکنم ...تا از شرش خلاص شم ...خسته ام کرده...نمیدونم باها ش چه کار کنم...کمکم میکنین.....

------------------------------------------------------------------

راستی یه وقت خدای نکرده فکرنکنین...باور کنید هر انتقاد وپیشنهادی رو به جان ودل خریدارم...منتظرتون هستم دوستان...یادتون نره...مخلص شما سیمای هزاره  قلبماچاین شکلکام یه دنیا حرف دارند واسه گفتن........نه!!!!؟؟؟؟؟خجالتبای بای

/ 4 نظر / 12 بازدید
بهروز

جوينده يابنده است. خسته نشو.[خداحافظ]

مسافر

سلام - من كه تجربه كردم هيچ جا امن نيست جز تو سينه خودت و هيچ كس قدرشو نخواهد دانست ولي واسه اينكه نا اميد نشي بگرد شايد يابنده بودي - حتي اگر نباشي مي آفرينمت - چونان كه التهاب بيابان سراب را - اپ كردم بهم سر بزن

رضوان مرادی

خدا رحمت کند قیصر را حتی اگر نباشی می آفرینمت چونان که التهاب بیابان سراب را پیداست که چه سردرگمی!... من هم همین طور بودم آن اول ها! اما نه خیلی... راستی من و سیاه سیاهی اصلا میانه خوبی با هم نداریم... ولاگ باید که دلنشین بود و به چشم نشین[نیشخند]

رضوان مرادی

ببخشید... غلط دیکته ای داشتم انگار =وبلاگ [نیشخند][خجالت]