تنهائیت را بامن تقسیم کن

وطنم !

تنهایی ،بیماری، میدانم

کوههایت میخواند مرا

دشتهایت میجوید مرا

میدانم!

توآیا میدانی دامانت را میجویم

وطنم !

من نیز چون تو

غریق غربت رؤیا هایم

توآ یا میدانی !؟ 

فرزندانت ، در ماتم سرد غروب

چشم براه آفتابند

وطنم ! توآیا میدانی

پابه پای خستگی هایت

در افق خونرنگ شبهایت

دویده ام ،تا

دست در دست کودکان بی پناهت

سر بر سینه خونینت گذارم

تا بگویم: جاودان!

تنهائیت را با من تقسیم کن

من باتوأم ،بامن بمان!!!

/ 2 نظر / 9 بازدید